پژوهشكده تحقيقات اسلامى

86

سرداران صدر اسلام (فارسى)

خلع كند گفت : اين شخص سخنانى گفت كه شنيديد ، او مولاى خود على را از خلافت عزل كرد من نيز همانند او على را خلع مىكنم و مولاى خود معاويه را به خلافت مىگمارم زيرا او يار و ياور عثمان و خونخواه او و سزاوارترين مردم به اين مقام است . ابوموسى گفت : تو را چه مىشود خدا ناكامت گرداند ، حيله به كار گرفتى و ترفند زدى مَثَل تو مثل مثل سگ است كه اگر بر او حمله كنى يا رهايش كنى پارس مىكند . عمرو نيز به او گفت : مَثَل تو مَثَل الاغى است كه بارش كتاب است . شريح بن هانى به عمرو عاص يورش برد و او را تازيانه زد ، سپس عمروعاص نيز با تازيانه به مقابلهء با شريح پرداخت . شريح بعد از اين واقعه پيوسته مىگفت : ايكاش به جاى تازيانه با شمشير بر او مىنواختم و من بر هيچ كارى بيش از اين پشيمان نيستم . « 1 » نقش شريح در برابر خوارج تحميل حكميت بر على عليه السلام كه از طرف خوارج صورت گرفت ، سبب شد تا آنان از سپاه اهل عراق جدا شوند و نافرمانى خود را نسبت به حكومت على ( ع ) اعلام دارند . شريح بن هانى از جانب اميرمؤمنان ( ع ) مأموريت يافت تا آنها را سركوب كند يكى از خروج كنندگان بر على ( ع ) ابو مريم سعدى تميمى بود كه وارد « شهرزور » شد . « 2 » بيشتر همراهان او از موالى ( غير عرب ) بودند . گفته‌اند كه از عرب جز شش تن كسى با او نبود خود او يكى از شش تن است ، ياران او دويست يا چهار صد تن بودند . از آن جا به طرف كوفه برگشت و در پنج فرسنگى آن فرود آمد .

--> ( 1 ) . وقعه صفين ، نصر بن مزاحم ، ص 546 . ( 2 ) . شهرزور ، شهرى است به طول جغرافيايى 7013 درجه و عرض 3734 درجه در منطقه‌وسيعى در كوهستان ، كه ميان « اربل » و « همدان » واقع است . ( معجم‌البلدان ، ج 3 ، ص 375 ) .